نقد The Evil Within

تلویزیون گیمرها

چیزی که این روز ها به شدت زیاد شده، بازی هایی با سبک ترسناک (Horror) است، ولی آیا واقعا این بازی های ترسناک جدید حس دیرینه عناوین ترسناک را به شما القا می کنند؟! آیا دیگر نسخه های جدید سری Resident Evil همانند نسخه های اولیه این بازی که توسط استاد شینجی میکامی طراحی شده بود، می توانند شما را راضی ترسیده(!) نگه دارند؟! به طور حتم جواب خیر است. در این شرایط است که استادان صنعت گیم از جمله آقای Shinji Makami و Hideo Kojima دست به کار می شوند تا دوباره حال و صفای سبک ترسناک دیرینه را زنده کنند!

خب همانطور که برخی از شما مطلع هستید، دو نوع سبک ترسناک وجود دارد؛ ترسناکی که یک لحظه شما را از جای خود بپراند که نمونه ی بارز آن دموی P.T از عنوان Silent Hills است و عناوین ترسناکی که در طول زمان با فشار های روحی ترس را به گیمر القا کنند. خب همیشه پروژه های آقای شینجی میکامی در راستای سبک دوم بوده و هست. بازی The Evil Within در طول زمان با به نمایش گذاشتن محیط هایی مرموز، انسان هایی که عقل خود را از دست داده اند، سه نفر در دنیایی بی رحم، یاس و ناامیدی در دل بازی کن و … سعی در القای ترس به بازیکن را دارد.

شما در نقش یک مامور پلیس به نام Sebastian Castellanos هستید. در ابتدای بازی مشاهده می کنید که سباستین همراه با دو نفر از دستیاران خود با نام های Joseph Oda و Juli Kidman به بررسی یک بیمارستان مشکوک می رود اما در حین بازرسی موجودی که در آینده به عنوان دشمن اصلی شناخته می شود، به سراغ این سه مامور آمده و آن ها را به دنیای تاریک خود می کشاند…. سپس طی جریانات مختلف شما متوجه می شوید که شهر در حال نابودی است و همراه با ماموران خود به وسیله یک ون فرار می کنید و اینجاست تیر و تار بازی شروع می شود….

بر خلاف بسیاری دیگر از بازی ها، در این عنوان شما با یک داستان آبکی و سطحی مواجه نخواهید شد. شاید در ابتدا فکر کنید که موجودی که داخل بیمارستان بود، قصد نابودی شهر را دارد و شما هم باید مثل قهرمان داستان های کارتونی از جمله سفید برفی بروید آن را نابود کنید! اما خیر، کل جریان بازی حاصل خیال های درون ذهن شخصیت هاست و هدف شما تنها بیدار شدن از این خواب است…. خوابی که ممکن است تنها راه فرار آن مرگ باشد! در طی جریان بازی دو شخصیت بسیار مرموز وجود دارد: Leslie Withers که هیچ وقت سر از کار او در نمیاورید . Ruvik ، دشمن اصلی.

در چنین سبک هایی از بازی، مهم ترین بخش Save است، چیزی که برای یک گیمر از سه وعده غذایی اصلی هم مهم تر خواهد بود!!! شما برای سیو به یک مکانی شبیه به بیمارستان می روید که دختری به نام Tatiana Gutierrez قرار دارد. او نیز فرد مرموزی اما دوست داشتنی و مهربان است و شما همیشه با دیدن وی به نحوی خوش حال می شوید. خب در این مکان چیز های مختلفی وجود دارد، مثلا صندوق هایی که با کلید های پیدا شده در مراحل می توانید آن ها را باز کنید و لوازم مختلف از جمله Ammo و Syringe بردارید، پوستر ها و روزنامه ها که به صورتی به وقایع داخل مراحل ربط دارند، دستگاهی برای مصرف ژل سبز (Greel Gel) و ارتقا به مراحل (Level) بالاتر و… .

شما برای تیر اسلحه ها حتما باید در محیط کاوش کنید. البته با استفاده از ابزاری که از بمب ها و تله های به کار رفته شده، بدست می آورید، می توانید تیر هایی برای تیرکمان خود بسازید ولی این کافی نیست! استاد میکامی با پراکندگی مهمات شما را مجبور می کند تا در محیط بچرخید و از زیبایی های طراحی گرافیکی این بازی لذت ببرید. یک آیتم جالب دیگر در بازی، مشعل (Lantern) است که شما تنها با کلیک یک دکمه در محیط های تاریک می توانید از روشنایی آن بهره ببرید و یا برای اینکه کمتر توجه زامبی ها را جلب کنید، آن را خاموش بگذارید.

شما تا پایان بازی می توانید حداقل 5 اسلحه پیدا کنید: Handgun / Magnum / Shotgun / Sniper Rifle / Agony Crossbow البته یک اسلحه دیگر نیز با نام Double Barrel Shotgun در بسته الحاقی بازی موجوده و همانطور که از اسم آن پیداست، یک شات گان دو لول است. مکانیزم تیراندازی بازی نیز با وجود ضعف هایی خوب کار شده. در تیر اندازی شما سه دغدغه دارید، حرکت شخصیت، حرکت دستان او و کمبود مهمات! بنابراین تیراندازی در بازی تا حدودی سخت می شود…

خب این مشکل در سری Resident Evil هم همیشه وجود داشته با این تفاوت که شما در Resident Evil با دو یا سه مشت می توانید زامبی مورد نظرتون رو به جهنم بفرستید ولی در The Evil Within حداقل 10 مشت باید به آن بزنید و با هر دو مشتی که میزنید، یک مشت از سوی زامبی هم روانه شما می شود!!! البته در محیط هم وسایلی نظیر تبر یا مشعل وجود دارد که با یک ضربه زامبی های مورد نظر را نابود می سازد اما مشکل اینجاست که این وسایل یک بار مصرف هستند…!

باس فایت ها. یکی از جذاب ترین بخش های چنین سبک هایی، جنگیدن با باس فایت های موجود در بازیست. خوش بختانه باس فایت های داخل این بازی اصلا ساده طراحی نشده اند و شما برای نابودی هر باس فایت ابتدا باید نقطه ضعف آن را پیدا کنید. گرچه برخی از آن ها نقطه ضعفی ندارند و راهی جز فرار را برای شما باقی نخواهند گذاشت! یکی از باس فایت ها مثل Reborn Laura (هیولای مو بلند) تنها توسط آتش نابود می شود یا مثلا The Keeper (کله گاو صندوقی) بعد از هر مرگ دوباره زنده می شود!

خب در نهایت کی بیشتر در مورد ژل های سبز و Level Up ها توضیح می دهیم . شما در مراحل مختلف از طریق کاوش در محیط، کشتن هیولاها و نابود سازی باس فایت ها، قوطی هایی حاوی یک نوع ژل سبز رنگ پیدا می کنید. وقتی به Safe Haven (یا همان بیمارستان امن) بروید می توانید با استفاده از این قوطی ها، Level خود را ارتقا دهید. از جمله کار هایی که در در این بخش می توایند انجام دهید مثل افزایش سلامتی شخصیت، سرعت دویدن آن و یا حتی ارتقاعات اسلحه ها نظیر تعداد تیری که در اسلحه جای میگیرد، میزان ضربه هر تیر و غیره .

خوب

  • داستان بی نظیر و کاملا جدید بازی که ذهن گیمر را به شدت درگیر خود می کند.
  • القای ترس به روش قدیمی و دیرینه مخصوص استاد شینجی میکامی.
  • سیستم شوتینگ نسبتا خوب که هیجان خاصی را برای انجام آن می طلبد.
  • سیستم Level Up جالب و کاربردی همراه با صندوق های دریافت جوایز.
  • باس فایت هایی بسیار سخت و قوی به خصوص در درجه سختی بالا.

بد

  • برخی از مشکلات فنی در بخش گیم پلی که بهتر بود قبل از عرضه حل می شد.
8

عالی

موفقیت مانند مبارزه با یک زامبی است. وقتی که خسته شدید، دست از مبارزه نمی کشید، بلکه هنگامی می توانید استراحت کنید که زامبی را از پای درآورده باشید.

دیدگاهی ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلد های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *

شما می‌توانید از تگ های HTMLنیز استفاده کنید. تگ ها و ویژگی ها: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

X( =)) ;;) ;) :| :x :P :D :> :-O :-? :-/ :-* :)) :) :(( :( /:)

رمز عبور گم شده