تلویزیون گیمرها

اسپویل!: شرح داستان بازی Wolfenstein II: The New Colossus

اسپویل!: شرح داستان بازی Wolfenstein II: The New Colossus

Irene Engel

پس از حوادث اولین بازی، گروه Kreisau Circle ویلیام جی. بلازکوویچ (Brian Bloom) که به شدت مجروح شده را از قلعه Deathshead قبل از اینکه با بمب هسته ای نابود شود، نجات پیدا می کند. بلازکوویچ به مدت 5 ماه به کما می رود و بعضی از اندام های او برای زنده ماندن از بین می رود. در زمانی که بلازکوویچ در کما بود و در یو-بوت Eva’s Hammer (یک زیردریایی نازی تحت اختیار گروه Kreisau Circle) به هوش آمد، معلوم می شود که آنیا، معشوقه‌ی بلازکوویچ دوقلو باردار است. زیردریایی یو-بوت توسط Frau Engel، فرمانده ناسیونال سادیستی که از بلازکوویچ بخاطر بد شکل کردنش و کشتن معشوقه اش، Bubi، در حوادث بازی قبلی، متنفر است، حمله می کند.

William J. Blazkowicz

بلازکوویچ درمانده و معلول، همراه با آنیا و Set Roth مبارزه می کند، و سه نفر به عرشه اصلی می روند. پس از آن به زودی، کارولین و وایت / فرگوس (هر کدام از بازیکنانی که تصمیم به زنده ماندن در یک توالی زمانی دارند) توسط انگل و نیروهای او دستگیر شدند. بلازکوویچ از نجات دوستانش ناامید می شود، با نقشه ای خود را تسلیم می کند و به کشتی هوایی انگل، Ausmerzer، که یو-بوت را بالای آب متوقف کرده، برده می شود. در آنجا، انگل او را به سخره می گیرد و کارولین و فرگوس / وایت را کتک می زند. پس از آن سعی می کند دختر چاقش Sigrun را وادار کند تا سر کارولین را بزند، اما او نمی پذیرد. Frau Engel، Sigrun را می زند و تحقیر می کند قبل از اینکه خودش کارولین را بکشد. زمانی که انگل با سر جدا شده کارولین بلازکوویچ را مسخره می کند، Sigrun قلبش تغییر می کند و با Frau Engel درگیر می‌شود و در این فاصله فرگس/وایت فرصت آزادی پیدا می‌کند و بلازکوویچ نیز از زره ضد گلوله کارولین استفاده می کند و به این وسیله قدرتش را دوباره بدست می آورد. در حالی که Frau Engel فرار می‌کند بلازکوویچ اتصال یو-بوت را از Ausmerzer قطع می‌کند و با جسد کارولین به Eva’s Hammer بازمی‌گردد.

Anya Oliwa

پس از مراسم خاک سپاری کارولین، گروه تصمیم می گیرد که مرحله بعدی کارولین تضعیف نازی ها را به انجام برساند؛ ایالات متحده را آزاد کنند و از آن به عنوان یک پایگاه مرکزی برای آزاد کردن بقیه جهان استفاده کنند. این گروه قرار است با یک گروه مقاومت پنهان در ساختمان Empire State در ویرانه های شهر نیویورک تماس بگیرند، جایی که در سال‌های پایانی جنگ جهانی دوم توسط نازی‌ها بمب‌باران اتمی شده است. از آنجا که زره بلازکوویچ ضد تشعشع است، او به تنهایی می رود و گریس واکر یک آمریکایی-آفریقایی زخم خورده و پرشور و کودک او (به نام ” Abby کوچک”) را پیدا می کند، همین طور Super Spesh، یک نظریه پرداز را پیدا می‌کند. نازی‌ها به ساختمان حمله می‌کنند و قبل از این که بلازکوویچ همراه با Grace Walker و Super Spesh فرار کند دسته‌ای از نازی‌ها را نابود می‌کند. پس از بازگشت به یو-بوت، آنیا با رفتار سرد بلازکوویچ مواجه است، زیرا به نظر می رسد که از او اجتناب می کند. نشان می دهد که او به علت جراحت هایش در حال مرگ است و تا هفته دیگر نمی تواند طاقت بیاورد. آنها متوقف شده اند توسط گریس، کسی که گروه را از نقشه اش برای کشتن رهبران نازی ها، Oberkommando، در Roswell، نیومکزیکو در نزدیکی محل حفاری شده Da’at Yichud، فاش می کند.

Fergus Reid

بلازکوویچ به تگزاس سفر می کند به عنوان یک مامور آتش نشانی با یک کلاهک هسته ای مخفی در آتش نشانی تغییر قیافه می دهد. در رستوران Spesh، او توسط یک افسر نازی شناسایی شد، اما Spesh به افسر قبل از اینکه بتواند زنگ خطر به صدا در آورد، شلیک می کند. Spesh سپس او را به پناهگاهش می برد جایی که در آن تمام تحقیقاتش نشان می دهد او شاهد رخداد Roswell 1947 است. او بلازکوویچ را به یک تونل هدایت می کند که به Oberkommando می رود، جایی که او بمب را در راکتور پایه ذخیره و منفجر می کند.

Probst Wyatt III

پس از فرار، او مسیرش را به Mesquite، زادگاهش منحرف می کند. در خانه اش، او یک حلقه، از ارث مادرش، برداشت که به او گفت برای معشوقه اش بردارد. بلازکوویچ پدر Rip را دشنام می دهد. کسی که در مورد اقداماتش در Roswell شنیده بود و تصور می کرد که او به خانه اش بازگردد، سپس ظاهر می شود و او را شرمنده می کند و می گوید که او “بیش از حد” شکست خورده است و توهین بلازکوویچ جوان را توجیه می کند. او همچنین به بلازکوویچ می گوید که اجازه داده مادرش از سوی نازی ها گرفته شود؛ زیرا او یهودی بود. پدر بلازکوویچ  فاش می کند که قصد دارد او را به نازی ها تحویل دهد؛ با این حال، بلازکوویچ  او را ابتدا می کشد. انگل، با تکیه بر خط تلفن باز پدرش برای مشخص کردن مکان دو مرد، دومین بار، بلازکوویچ را دستگیر می کند و ارثیه مادریش را برای خودش می گیرد. Super Spesh با تغییر قیافه به وکیل او، با بلازکوویچ بازداشت شده ملاقات کرد، به او از نقشه شان برای فراری دادن او می‌گوید. با این حال، Frau، Super Spesh را می کشد و می گوید که او حیله اش را فهمیده است. در محاکمه او، بلازکوویچ تصور می کند که از اسیرانش آزاد می شود و مادرش را پیدا می کند، کسی که او را دلداری می دهد و می گوید تحمل برای او سخت تر است.

Adolf Hitler

بلازکوویچ به کشتن و سر بریدن میلیون ها نفر در یک رویداد تلویزیونی در مراسم یادبود لینکلن محکوم شده است. با این حال، گروه Kreisau Circle سرش را بهبود می بخشند و به آن اکسیژن می دهند، و از آن در یک مخزن شیشه ای محافظت می کنند. مهندس زیستی، سر بلازکوویچ را بر روی یک بدن فوق العاده سرباز نازی پیوند می زند، و بلازکوویچ را از بدنش که قبلا فلج شده بود آزاد می کنند. بلازکوویچ سپس به یک پناهگاه پنهان نازی در نیویورک می رود و پرونده ای را در New Orleans می دزدد که نشان می دهد یک محله یهودی نشین بزرگی می باشد. بلازکوویچ به آنجا سفر می کند تا چندین مبارز آزادی را تحت فرماندهی کمونیست Horton Boone جمع کند.

Sigrun Engel

آنها از محله یهودی نشین خارج می شوند و Eva’s Hammer فرار می کنند. پس از غوطه ور شدن، گروه Kreisau Circle، Ausmerzer را می ربایند تا با استفاده از آن در برابر انقلاب برنامه ریزی شده گروه جلوگیری کند، اما می داند که به دلیل سیستم دفاع خودکار به نام ODIN تقریبا غیرممکن است. این گروه قصد دارد با سفر به ونوس، جایی که کدها در یک مرکز نازی نگهداری می شود، برای غیرفعال کردن ODIN کدها را بدزدند. بلازکوویچ هویت بازیگر جولز ردفیلد را تظاهر می کند و به زهره دعوت شده است تا در یک فیلم تبلیغاتی به کارگردانی ناتوان آدولف هیتلر شرکت کند. بلازکوویچ کدهای ODIN را دوباره بدست می آورد و برای رمزگشایی کدها به زمین برمی گردد. گروه Kreisau Circle سپس حمله می کنند به Ausmerzer، جایی که اعضای مقاومت ODIN را غیرفعال می کنند و برای دزدیدن سیستم های فرماندهیشان حرکت می کنند. بلازکوویچ و تیم او به زمین می روند، جایی که ژنرال انگل در تلویزیون ملی است. بلازکوویچ به طرز وحشیانه ای به انتقام Caroline و Super Spesh را اعدام می کند، و مقاومت آغاز انقلاب را اعلام می کند.

در صحنه بعدی بازی، بلازکوویچ حلقه ارثیه اش را از بدن Engel در می آورد و به آنیا هدیه می دهد.

لينک کوتاه به مطلب:

موفقیت مانند مبارزه با یک زامبی است. وقتی که خسته شدید، دست از مبارزه نمی کشید، بلکه هنگامی می توانید استراحت کنید که زامبی را از پای درآورده باشید.

دیدگاهی ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلد های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *

شما می‌توانید از تگ های HTMLنیز استفاده کنید. تگ ها و ویژگی ها: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

X( =)) ;;) ;) :| :x :P :D :> :-O :-? :-/ :-* :)) :) :(( :( /:)

رمز عبور گم شده