تلویزیون گیمرها

اسپویل!: شرح داستان بازی Until Dawn

JessicaPortal-0

Jessica

هنگامی که هشت رفیق صمیمی، در کوهستان های دور دست، به دام افتادند و به اشتباه یک راه نادرست را انتخاب کردند، همه چیز تغییر کرد آن هم به سمت صحنه های شیطانی و همین امر موجب شد که آن ها فکر کنند، تنها نیستند و شخصی هست که آن ها را تحت نظر دارد. حال می خواهیم یک داستان محنصر به فرد را در این پست شرح دهیم.

 در ماه فوریه 2014، ده رفیق دوست داشتنی، سام (Sam)، جاش (Josh) به همراه دو خواهر دو قلو خود از جمله؛ هانا (Hannah) و بث (Beth)، مایک (Mike)، جسیکا (Jessica)، امیلی (Emily)، مت (Matt)، اشلی (Ashley) و در نهایت کریس (Chris). این ها همه، اشخاصی هستند که بعضی از آن ها به سرنوشت بسیار وحشتناک دچار خواهند شد!.

متاسفانه، همه آن ها در منطقه Blackwood Pines دچار مشکلات شده اند، این منطقه واقع در کوه های واشنگتن می باشد. بزودی با مناطقی با عنوان های Blackwood بیشتر آشنا خواهیم شد!. در هنگام برگذاری جشن، تمامی دوستان، بی هوش می شوند!.

NewerSam

Sam

در طول بی هوش شدن، سام، تلاش می کند به هانا هشدار دهد. ناگفته نماند که هانا، یکی از شخصیت های زن جوان بازی، روابط های عاشقانه با Mike داشته بود. هانا، از کابین یا خوابگاه یا اتاق کوچک به سرعت خارج می شود و به سمت جنگل پوشیده از برف می رود!. بث (Beth)، خواهر هانا، به دنبال هانا می رود و او را به نوعی دنبال می کند.

متاسفانه بث، خواهر خود را در گوشه ایی در حال گریه کردن پیدا می کند و سعی می کند او را دلداری دهد. ناگهان، یک صدای فوق العاده وحشتناک در قالب خشونت می شنوند!، سپس خیلی سریع شروع به دویدن کردند و نمی دانستن که به کجا می روند. همچنین مطلع نبودند که چه کسی آن ها را تعقیب می کند یا می ترساند.

با اینکه آن ها در لبه صخره مخفی شده بودند، متاسفانه هانا سر می خورد و از صخره به سمت پایین پرت می شود!. حال جالب اینجاست که خواهر هانا یعنی بث (Beth) به او کمک می کند و دست او را می گیرد آن هم توسط یک شاخه بسیار مستحکم که به لبه صخره متصل بود ولی در نهایت هر دوی آن ها به سمت پایین پرت می شوند. متاسفانه از آن روز به بعد، هیچ شخصی آن ها را ندید!.

HannahCharacterBox

Hannah

در سالگرد یک سال ناپدید شدن دو خواهر دوست داشتنی، واقع در واشنگتن، هفت رفیق باقی مانده، دعوت شخصیت جاش (Josh) را پذیرفتند (همراه با جاش، هشت رفیق). این دعوت شامل برگشتن به BlackWood Pines می باشد. مایک و جسیکا به سمت اتاق مخصوص مهمان رفتند و به مدت زیادی در آنجا ماندند، اما متاسفانه جسیکا توسط یک موجود نامعلومی دزدیده می شود!.

مایک شروع به دنبال کردن آن ها می کند. او متاسفانه جسیکا را به صورت مرده یا به صورت یک شخص که آگاهی خود را از دست داده است پیدا می کند. اما به شدت زخمی شده بود. قبل از اینکه جسیکا ناپدید شود و داخل اسانسور با مشکلاتی از جمله سقوط کردن رو به رو شود او زخمی شده بود درحالی که دروغ بود!. بگذریم، سپس مایک آن شخص شیطانی و روانی را تعقیب می کند، همان شخصی که اطمینان دارد که جسیکا در آسایشگاه (Sanatorium) کشته شده است.

در نهایت مایک اطلاعاتی در رابطه با حادثه معدن در سال 1952 کشف می کند. نتایج بدست آمده از این اطلاعات، نشان داد که حادثه معدن یک دام بوده است!. یکی از کارگران معدن، اسیر شد و توسط دکترها، مورد شکنجه قرار گرفت آن هم واقع در sanatorium (بیمارستان یا آسایشگاه). حال یک خبرنگر یا گزارشگر، در طول شکنجه های آن کارگر قربانی، تلاش بسیار زیادی برای پیداکردن اطلاعات بیشتر می کرد.

Ashley

Ashley

آشلی، کریس و جاش با استفاده از یک چیز عجیب به اسم ouija با ارواح ارتباط برقرار کردند. هدف از ارتباط برقرار کردن با ارواح در واقع دریافت اخباری راجع به بث و هانا بود!. متاسفانه، هنگامی که کریس و آشلی درحال بررسی کردن مدارک مربوط به ارتباط برقرار کردن با ارواح بودند، ناگهان توسط یک بیمار روانی که دارای ماسک بود مورد آسیب قرار می گیرند.

سپس Ashley دزدیده می شود. حال کریس، موفق می شود آشلی و جاش را بر روی یک دام، در قالب اره برنده پیدا کند. زمان زیادی باقی نمانده است. او فقط یک انتخاب دارد. فقط باید یکی از آن ها را انتخاب کند و نجات دهد. بدون در نظر گرفتن انتخاب کریس، متاسفانه نصف بدن جاش، توسط اره متلاشی خواهد شد.

پس از یادگیری چیز های بسیار درباره آن بیمار روانی، مت و امیلی، یک برج رادیویی پیدا می کنند و به مامورین کوه، برای کمک کردن زنگ خواهند زد. یکی به آن ها در پشت رادیو پاسخ خواهد داد!. او می گوید که پشتیبانی تا قبل از سپیده دم نخواهد رسید و مامورین در طوفان گیر کرده اند.

BethPrologue

Beth

باری دیگر همان موجود یا انسان عجیب و ناشناخته در رادیو اختلال ایجاد می کند و ارتباط را قطع خواهد کرد!. در هنگام هرج و مرج، امیلی و مایک در مسیر معدن، از هم جدا می شوند. اگر مت سعی کند امیلی را نجات دهد قطعا توسط آن موجود نا شناخته مورد حمله قرار خواهد گرفت. اما اگر او از تفنگ شعله مانندی که امیلی خواهد داد استفاده کند، می تواند به راحتی فرار کند.

در همین زمان، سام به حمام گرفتن مشغول بود، که توسط بیمار روانی مورد حمله قرار گرفت و احتمالا توسط او، گرفته خواهد شد. آشلی و کریس برای پیداکردن سام به زیرزمین رفتند و با چیز های فوق العاده عجیبی رو به رو شدند!. آن ها موفق می شوند سام را همراه با یک لباس نه چندان جالب (فقط جهت پوشش بدن) پیدا کنند.

سام به دلیل اینکه به صورت ناگهانی در هنگام حمام کردن مورد حمله قرار گرفت مجبور شد یک لباس نه چندان جالب به خود بپوشاند. آن ها به صورت تازیانه زن، بر روی صندلی بیدار می شوند و یک اره آرام آرام به طرف آن ها در حال امدن است و کریس مجبور هست که با استفاده از تفنگ خودش را بکشد تا آشلی همراه با دیگران زنده بمانند. سپس مایک بر می گردد و به گروه سام می پیوندد.

VictorProfile

The Stranger

کریس و آشلی متوجه می شوند که تفنگ از چیزهای بی خودی پر شده است!. ناگهان آن فرد دیوانه ظاهر می شود و خود را نشان می دهد. The Stranger به کریس و آشلی نشان می دهد که تمام اتفاقات داخل زیرزمین که بسیار عجیب و وحشتناک بودند کاملا الکی بود!. هرچند که او حمله به جسیکا را انکار کرد!. مایک به آن فرد روانی آسیب می رساند و سپس او را به محلی که جاش در ابتدا به صورت الکی کشته شده بود برد.

مایک او را به صورت دست های گره خورده رها می کند. در همین زمان، در معادن متروکه، امیلی، سر بث (Beth) را به همراه دیگر اجزا بدنش پیدا خواهد کرد!. سپس متوجه می شود که خواهر بث یعنی هانا موفق شده بود نجات پیدا کند. او با Stranger یا همان فرد بیگانه برخورد می کند، همان کسی که از قبل در کمین مایک و جسیکا بود. امیلی شروع به فرار کردن از فرد بیگانه می کند اما متسفانه مسیر فرارکردن او به سمت Lodge یا همان خانه بود. حال، ممکن هست توسط یکی از بیگانه ها کشته شود و یا به صورت تصادفی داخل خورد کننده سقوط کند. در هنگام فرار کردن امیلی، شاید توسط یکی از بیگانه ها، انتخاب شده بود تا کشته شود. سام، مایک، کریس و آشلی با امیلی در خانه قرار ملاقات گذاشته بودند. اگر امیلی زنده بماند و از معدن خارج شود شاید بتواند به آن قرار برسد.

MikeBox

Mike

شخصیت بیگانه بازی یا همان The Stranger، اطمینان داشت که دو خواهر، یعنی هانا و بث مرده بودند. او توضیح داد که کوه، توسط Wendigos (موجودات وحشی و درنده) مورد هجوم قرار گرفته بود. کریس و The Stranger، تصمیم گرفتند که به سمت آلونک یا همان Shed رفته و جاش را نجات دهند. اما متاسفانه متوجه شدند که جاش از بین رفته بود!. شخصیت The Stranger توسط موجودات وحشی یا همان Wendigos، مورد حمله قرار خواهد گرفت و سر او را جدا خواهند کرد.

کریس به سمت خانه یا Lodge فرار می کند. کریس توسط Wendigos کشته خواهد شد و یا در، خانه قفل شده، می میرد آن هم توسط انتقام گرفتن آشلی!. در صورتی به دلیل انتقام آشلی خواهد مرد که در گذشته قصد داشته آشلی را قربانی کند تا جاش یا خود را نجات دهد. سام، مایک، آشلی، این رفیق های زنده، به سمت زیر زمین خانه یا همان Lodge فرار می کنند. مایک به سمت امیلی شلیک می کند سپس برای پیدا کردن جاش اقدام خواهد کرد و پس از آن سعی می کند کلید Cable Car را پیدا کند و در نهایت همه آن ها می توانند فرار کنند. پس از آن، آشلی وقایع روزانه شخصیت The Stranger را مطالعه می کند و متوجه می شود که محل گاز گرفتن موجودات وحشتناک Wendigo آلوده نمی باشد!.

Josh810

Josh

در محل Sanatorium (آسایشگاه یا بیمارستان)، مایک با تعداد بسیار زیادی از موجودات Wendigos برخورد می کند. او مجبور است که محل Sanatorium را به صورت کامل خراب کند تا بتواند در نهایت فرار کند. در همین زمان، سام اطلاعات بیشتری در رابطه با Wendigos کسب می کند و همراه با بقیه رفیق های خود به دنبال مایک می روند.

با اینکه آن ها تونل ها را از بین بردند، آشلی و کریس ممکن هست صدای جسیکا را بشنوند که در خواست کمک می کند. در اینجا آن ها دو انتخاب خواهند داشت یا برای پیدا کردن جسیکا بروند و یا همراه با گروه مسیر خود را ادامه دهند. اگر آن ها اقدام به پیدا کردن جسیکا کنند، ممکن هست توسط Wendigo کشته شوند، چراکه این موجودات زیرک، صدای جسیکا را تقلید می کردند!. کریس، آشلی، امیلی، اگر زنده بمانند، مجبور هستد که به Lodge باری دیگر بازگردند.

آن ها می توانند با استفاده از دیوار سنگی که فقط شخصیت سام قادر هست از آن عبور کند یا نابود کند به Lodge بروند. سام ادامه می دهد و ناگهان با مایک بر خورد می کند، ممکن هست که سام، مایک را از یک حمله توسط Wendigo نجات دهد. در طول گشتن داخل معدن ها، امکان دارد که قبر بث (Beth) را پیدا کنند آن هم همراه با دفتر خاطرات هانا!.

ChrisBasementاین مدارک نشان می دهد که هانا مجبور بود جسد بث را بخورد!، آن هم برای اینکه هیچ نیروی کمکی نرسیده بود و داشت از گشنگی جان خود را از دست می داد. حال هانا به یکی از موجودات وحشی به نام Wendigos تغییر ذات یافت!. سرانجام، آن ها جاش را که در حال رنج بردن از توهم هست پیدا می کنند.

مایک به سام کمک می کند که بالا رود، اما موجود وحشی هانا، جاش را چنگ می زند و می برد. متاسفانه مایک، جاش را رها می کند تا بمیرد :(. سام، مایک، کریس، آشلی، امیلی، شروع به فرارکردن از Wendigos ها به سمت Lodge خواهند کرد. حال جالب اینجاست که Wendigos ها شروع می کنند که به یکدیگر حمله کنند و باهم درگیر شوند. این امر باعث می شود که به Lodge یا همان خانه آسیب وارد کند و در نهایت گاز از سمت بخاری به سمت اتاق می آید. گروه، سعی می کند که با استفاده از گاز، خانه را نابود کنند و اگر خانه نابود شود تمام Wendigos ها از بین می روند. در نهایت یک بالگرد، برای نجات دادن آن ها می رسد.

بعد از تمام شدن معرفی کارکنان و سازندگان بازی، صحنه های مرگ شخصیت ها از جمله بث و دیگران، باری دیگر به نمایش گذاشته خواد شد و پخش می شود!. کاراکتر هایی که زنده باقی ماندند با خبرنگاران، مصاحبه خواهند کرد. اگر جاش توسط هانا کشته نمیشد، دو پلیس که برای جستجو کردن در معدن ها رفته بودند، متوجه می شوند که جاش جسد شخصیت The Stranger را خورده بود!، در نهایت جاش هم به یک Wendigo تبدیل میشد.

لينک کوتاه به مطلب:
هدف از حضور ما در بین شما کاربران گیمرها، کسب رضایت شما در جهت پیشرفت سایت می باشد. امیدواریم، تمام چیزهایی که در جستجوی آن ها بودید، در سایت گیمرها بدست آورید. صداقت و توجه کردن به نظرات شما کاربران گیمرها یکی از آرمان های اصلی ما می باشد. با نظرات خود، ما را دلگرم و امیدوارتر کنید.

1 دیدگاه

  1. سلام ممنون کارتون خیلی خوبه

    همه بازی های جدید رو بزارید :)

    پاسخ

پاسخی ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلد های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *

شما می‌توانید از تگ های HTMLنیز استفاده کنید. تگ ها و ویژگی ها: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

X( =)) ;;) ;) :| :x :P :D :> :-O :-? :-/ :-* :)) :) :(( :( /:)

رمز عبور گم شده