تلویزیون گیمرها

اسپویل!: شرح داستان بازی Uncharted: The Lost Legacy

اسپویل!: شرح داستان بازی Uncharted: The Lost Legacy

در هند، جوینده گنج Chloe Frazer کمک سرباز مزدور Nadine Ross را استخدام کرد تا به او کمک کند تا عاج افسانه ای گانش را که پسر خدای هندو شیوا، در حال دفاع از معبد پدرش گم کرده را پیدا کند، قبلا پدر Chloe جستجو کرد، که در نهایت مدعی شد که جانش را راهزنان گرفته است. Chloe توسط یک بازرگان جوان به نام Meenu که پدرش در ارتش هند است، از یک گروه شورشی گذشته و با Nadine ملاقات می کند. با هم، آنها مخفیانه به دفتر رهبر شورشیان، Asav، که او نیز به دنبال عاج هست و ظاهراً در هند برای یک جنگ داخلی صف آرایی می کند، می روند. این دو می دزدند نقشه یک کارشناس ناشناخته را که مسیر عاج را در امپراتوری باستانی Hoysala نشان می دهد و یک دیسک که قبل فرار از نیروهای Asav به عنوان یک کلید عمل می کند.

Chloe Frazer

این نقشه آنها را به گردنه های غربی هندوستان هدایت می کند، جایی که آنها دنبال می کنند مسیر چندین برج آراسته شده با سلاح های هندوئی – نیزه سه شاخه گانش، کمان شیوا و تبر Parashurama که از تبر برای بریدن عاج استفاده می کنند. این مسیر در نهایت آنها را هدایت می کند به دو پایتخت کوچکتر هیزالا، Halebidu، که آخرین امپراتور بدون محافظ، به نظر می رسد که توسط ایرانی ها فریب خورده است. با این حال، آنها به زودی متوجه می شوند که در واقع امپراتور یک مسیر اشتباه را دنبال کرده؛ عاج در حقیقت در پایتخت بزرگتر، Belur است. در راه، آنها توسط Asav و مردانش مورد حمله قرار می گیرند و پس از یک درگیری، آنها به سختی فرار می کنند، اما دیسک را از دست می دهند.

Chloe و Nadine

اگر چه Chloe مجروح شده است، آنها به امید پس گرفتن دیسک ادامه می دهند. با این حال، هنگام جاسوسی نیروهای Asav، Nadine دشمن قدیمی اش، Sam Drake، برادر Nathan Drake (دوست قدیمی و همکار سابق Chloe) را می بیند و متوجه می شود او از متخصصان Asav است. هنگامی که او تصمیمش را برای کشتن Sam بیان می کند، Chloe فاش می کند که او قبل از ربوده شدنش با او کار می کرد، و نیازمند استخدام نادین بود. همانطور که پیش از این گفته بود Chloe گفت که او Sam را خوب نمی شناخت، این فریب Nadine را خشمگین می کند. این دو برای یک مدت از هم جدا شدند اما در نهایت از هم دلجویی می کنند. پس از بازگشت دوباره، آنها موفق شدند به Belur برسند و موفق شدند که چندین معما را قبل از دستگیر شدن توسط Asav حل کنند. او آنها را به محوطه ی مرکزی که Sam آنجاست وارد می کند و Chloe را مجبور به استفاده از دیسک می کند تا عاج را که در جواهرات پوشیده شده است نشان دهد. در این فرایند، او متوجه می شود که گانش به Parashurama اجازه می دهد تا عاجش را قطع کند، زیرا شیوا تبر را به او تحویل داد و گانش نمی خواست پدر خود را با اثبات اینکه تبر بلا استفاده است شرمنده کند.

Nadine Ross

با در دست داشتن عاج، Asav قلاب تله را می کشد و سه نفر را به دام می اندازد، اما برخی از قفل های سریع Chloe به آنها کمک می کند تا فرار کنند. علی رغم تنش بین Nadine و Sam، سه نفر پس از Asav برای پس گرفتن عاج تعقیب می کردند. در طول راه، Nadine شوکه و عصبانی می شود از فهمیدن اینکه Asav با گروه Shoreline همکاری می کند، گروهی که او اداره می کرد و امیدوار بود پس از این کار، برگردد. آنها در معامله ای بین Asav و Orca، جانشین پیشین Nadine قرار دارند که حالا Shoreline  را اداره می کنند، جایی که Asav مبادله می کند عاج را با اشیاء بزرگی که در یک قطار بارگیری می کند. پس از جنگ با Orca سوار بر یک هلیکوپتر می شوند، هر سه هلیکوپتر را به پایین می آورند و مزدوران در حال مرگ فاش می کنند که Asav یک بمب عظیم خریده است که قصد دارد در پایتخت منفجر و جنگ داخلی شروع کند. درست بعد از این، Orca تفنگ را به طرف Nadine می کشد، اما Sam او را نجات می دهد، به او اجازه می دهد که Orca را به قتل برساند. خسته از دویدن هنگامی که یک وضعیت خیلی خطرناک به وجود آمد، Chloe دیگران را برای کمک به خنثی کردن بمب متقاعد می کند.

Asav

آن‌ها یک ماشین را به خدمت گرفتند، سه نفری قطار را گرفتند. Sam پشت سر ایستاده بود در حالی که زنان جهش زدند و با مردان Asav مبارزه می کردند. سرانجام مشاهده کرد سوئیچی که با آن قطار را به سوی پل فرو ریخته تغییر مسیر می دهد، Chloe از قطار بیرون جهید، در حالی که Nadine پشت سر ایستاده و با کمک Sam، قبل از بازگشت Nadine، سوئیچ می کند. دو نفر به روی موتور ماشین می روند، که در آن بمب است، و با Asav مبارزه می‌کنند. Asav در نهایت پایش زیر بمب گیر می‌کند و آن‌ها با سلامت می پرند و قبل از اینکه قطار از پل سقوط کند و به آنجا برسد، منفجر می شود و Asav کشته می شود. صندوقچه با عاج در دست، Chloe و Nadine تصمیم می گیرند تا با هم تجارت کنند، در حالی که سام با وحشت واکنش نشان می دهد که قصد دارند عاج را به وزارت فرهنگ منتقل کنند، که به احتمال زیاد پول زیادی به آنها نمی دهند.

در صحنه بعدی بازی، Chloe، Nadine و Sam دیده می شوند که با Meenu پیتزا قسمت می کنند.

لينک کوتاه به مطلب:

موفقیت مانند مبارزه با یک زامبی است. وقتی که خسته شدید، دست از مبارزه نمی کشید، بلکه هنگامی می توانید استراحت کنید که زامبی را از پای درآورده باشید.

دیدگاهی ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلد های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *

شما می‌توانید از تگ های HTMLنیز استفاده کنید. تگ ها و ویژگی ها: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

X( =)) ;;) ;) :| :x :P :D :> :-O :-? :-/ :-* :)) :) :(( :( /:)

رمز عبور گم شده