تلویزیون گیمرها

اسپویل!: شرح داستان بازی Resident Evil 7

اسپویل!: شرح داستان بازی Resident Evil 7

Mia Winters

Ethan Winters، در سال 2017 بخاطر پیامی از طرف همسرشMia که سه سال است گمشده دریافت می‌کند، به سمت مزرعه ای متروکه در شهر Dulvey در ایالت Louisiana، راهی می‌شود. خانه ای به ظاهر ترک و خالی شده را می‌گردد، و میا را در زیرزمین خانه زندانی شده پیدا می‌کند! در مدت زمان فرارشان، میا توسط نیروئی ناشناخته تسخیر می‌شود، به ایتان حمله می‌کند و ایتان مجبور به قتل همسرش می‌شود. بعد از دریافت تماسی از طرف یک خانم به نام زوئی که پیشنهاد کمک به ایتان داد، وی دوباره توسط میای احیا شده مورد حمله قرار می‌گیرد و سپس توسط Jack Baker، پدر سالار خانواده‌یBaker رام می‌شود. ایتان هم توسط Jack، همسر وی مارگوریت (Marguerite)، پسرشان لوکاس(Lucas) و پیرزنی ویلچری، اسیر می‌شود. هرچند که ایتان موفق به فرار از دست اسیر کنندگانش می‌شود، چندین بار باJack  مواجه می‌شود، نشان می‌دهد که می‌تواند از زخم های وخیم و بریده شدن اعضای بدنش احیا شود.

Jack Baker

Marguerite Baker

زوئی دوباره با ایتان تماس می‌گیرد و آشکار می‌کند که وی دختر خانواده‌ی Baker ها است. زوئی به اطلاع ایتان می‌رساند که او، خانواده اش و میا، همه‌ی آن‌ها توسط یک نوع بیماری عفونی گرفتار شده اند، ولی بیماری ای که امکان درمانش با سرومی خاص، وجود دارد. ایتان به سمت خانه ای قدیمی برای به دست آوردن عناصر سرم راهی می‌شود، جایی که مجبور به قتل مارگوریت، همسر جک می‌شود. بعد از جمع کردن عناصر، ایتان شروع به تجربه کردن خیال و تصور هایی از یک دختر جوان ناشناخته می‌کند. قبل از اینکه ایتان برگردد، لوکاس زوئی و میا را اسیر می‌کند و ایتان را مجبور می‌کند که در طویله ای بمب گذاری شده بگردد تا آن‌ها را پیدا کند. ایتان لوکاس را گول می‌زند و باعث فرار کردن لوکاس می‌شود، به این وسیله زوئی و میا را نجات می‌دهد. سپس زوئی دو عدد دوز از سرم را تولید می‌کند، ولی جک که حال به شدت جهش یافته است، به گروه حمله می‌کند و ایتان یکی از دوز‌های سرم را استفاده می‌کند تا به طور دائمی جک را به قتل برساند. بعد از این کار حق انتخاب دارد که میا زوئی را درمان کند. انتخاب کردن زوئی باعث می‌شود قلب میا شکسته شود، کاری که خلاف قول ایتان برای رساندن کمک بود. بعد از اینکه ایتان و زوئی با یک قایق فرار می‌کنند، زوئی آشکار می‌کند که خانواده‌ی بِیکر‌ها بعد از اینکه میا با دختری جوان به نام Eveline رسید بیمار شدند. در همان حال تانک قایق خراب می‌شود و جلوی فرارشان را می‌گیرد، Eveline به صورت فیزیکی زوئی را به قتل می‌رساند و ایتان هم توسط موجودی از قایق به پایین پرت می‌شود. اما اگر ایتان میا را انتخاب کند، زوئی خداحافظی ای تلخ با ایتان و میا می‌کند. سپس ایتان و میا با قایقی فرار می‌کند و در راه فرارشان تانک قایق خراب می‌شود و توسط موجودی از قایق به سمت پایین پرت می‌شوند.

Lucas Baker

بدون در نظر گرفتن انتخاب بازیکن، عاقبت میا به قایقی خراب شده می‌کشد و به دنبال ایتان می‌گردد در حالی که خیال ها و تصوراتی از Eveline را تجربه می‌کند، کسی که میا را مادر خطاب می‌کند. بالاخره، حافظه‌ی میا برمی‌گردد، و آشکار می‌شود که میا کارگر مخفی‌ای برای شرکتی بدون نام بوده است که Eveline را به عنوان یک سلاح زیستی تولید کرده اند. میا مسئول بوده که Eveline  را به سمت کشتی اسکورت کند در حالی که Eveline فرار می‌کند و کشتی را غرق می‌کند. سپس میا را بیمار می‌کند تا وی را مجبور به مادر بودن برای خود کند. بعد از پیدا کردن ایتان، میا به وی آمپولی از مواد ژنتیکی Eveline می‌دهد. اگر ایتان زوئی را درمان می‌کرد، میا تسلیم کنترل Eveline می‌شد، به ایتان حمله می‌کرد و ایتان را مجبور به کشتنش می‌کرد. اگر ایتان میا را درمان می‌کرد، میا به قدر کافی در مقابل کنترل Eveline مقاومت می‌کند تا زمانی که ایتان از کشتی برود و نجات پیدا کند.

Zoe Baker

Eveline

بعد از ترک کردن کشتی، ایتان آزمایشگاه نمک پنهانی را در داخل انبار نمکی کشف می‌کند. در آن‌جا متوجه می‌شود که Eveline سلاح زیستی ای از سری E هست که توانایی بیمارکردن مردم با الگوی روان گردان است که به وی روی ذهن قربانی هایش کنترل می‌دهد،  نتیجه اش دیوانگی آن‌ها، توانایی های فرا انسانی احیا کنندگی و جهش های مختلف می‌شود. Eveline با عقده ی داشتن یک خانواده بزرگ شده بود، عقده ای که باعث شد میا و خانواده ی بِیکر‌ها را بیمار کند و ایتان را به خانه‌ی بِیکر‌ها بکشاند. همچنین آشکار شد که لوکاس توسط سازمان در برابر انجام مشاهداتی بر روی Eveline ، از کنترل Eveline  بر روی خویش امن شده است. با استفاده از تجهیزات آزمایشگاه و مواد ژنتیکیEveline ، ایتان پادزهری طراحی می‌کند تا Eveline  را به قتل برساند و سپس راهی چندین تونل می‌شود که به سمت خانه‌ی بِیکر ها هدایت می‌شوند. Eveline با توهمات به ایتان حمله می‌کرد، ولی ایتان بر توهمات غلبه می‌کند و پادزهر را به Eveline تزریق می‌کند، ظاهرش را نابود می‌کند و آشکار می‌شود که Eveline همان پیرزن روی ویلچر است، که بعد از فرارش به سرعت در حال پیر شدن بوده است. سپس Eveline تبدیل به هیولایی بزرگ می‌شود ولی با حمایت نیرو های ارتش مهار می‌شود، ایتان می‌تواند وی را شکست دهد. حال که تهدید به پایان رسیده است، نیروهای ارتش و فرمانده شان، که خودش را به عنوان Redfield یا ردفیلد خطاب می‌کند، ایتان را توسط هلیکوپتر نجات می‌دهد. اگر ایتان میا را درمان نمی‌کرد، بعد از این ماجراها ایتان گوشی خود را که حامل آخرین پیام میا به وی با محتویات “خدانگهدار” است به پایین پرتاب می‌کند. ولی اگر میا درمان می‌شد، میا را زنده پیدا می‌کردند و با هلیکوپتر نجاتش می‌دادند. همان‌طور که هلیکوپتر پرواز می‌کند، آشکار می‌شود که هلیکوپتر لوگوی شرکت آمبرلا را در بر دارد.

لينک کوتاه به مطلب:

پاسخی ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلد های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *

شما می‌توانید از تگ های HTMLنیز استفاده کنید. تگ ها و ویژگی ها: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

X( =)) ;;) ;) :| :x :P :D :> :-O :-? :-/ :-* :)) :) :(( :( /:)

رمز عبور گم شده